تبليغاتX
پیک حقوق بشر
 
پیک حقوق بشر
 
 
تحلیل حقوقی و تاریخی
 

نقدی حقوقی بر آثار هنری رسانه ملی

سریالها و فیلمهای سینمایی که از شبکه های مختلف رسانه ملی پخش می گردد بلحاط کثرت بیننده می توانند در جهت ارتقاء سطح آموزش و فرهنگ ملی و یا انحطاط ،آن اثری سازنده یا مخرب و ویرانگر در برداشته باشند لذا مسؤولین رسانه ملی باید بجدّ از این دانشگاه بزرگ علاوه بر برنامه های تفریحی که لازمه حیات و شور و سرور و شادمانی است نسبت به ارتقاء سطح آموزش علوم و فنون مختلف و اعتلاء فرهنگ ملّی و تعمیم و تعمیق علوم انسانی از جمله حقوق، جامعه شناسی، روانشناسی و شناخت منافع ملّی گامهای اساسی و مؤثر بردارند.

باید اذعان نمود که مسؤولین صدا و سیما در سالهای اخیر تا اندازه ای حصار تنگ نظری و خود محوری را شکسته و گامهای بسیار کوچکی نسبت به وظایف خطیر خود برداشته که البته در همین کار نیز نوعی انحصار طلبی گروهی مشهود بوده که خدای ناکرده عالماَ و عامداَ و یا در اثر سهو و اشتباه به تحریف تاریخ بنحوعام و وارونه نشان دادن تاریخ نهضت ملی و انقلاب بزرگ 22 بهمن پرداخته تا نشان دهند در نهضت ملّی نفت ،مرحوم دکتر محمد مصدق نقش اساسی نداشته و یا انقلاب ثمره و عصاره قشری خاص بوده که اگر وجود ذی وجود آنها نبود انقلابی بوقوع نمی پیوست .برای نگارنده که از سال 39 با رهبر فقید انقلاب آشنا شده و تمام لحظات و آنات آنرا دیده و یا مطالعه نموده البته این نگرش سطحی و در وضعیت خاص و خطیر کنونی بسیار نگران کننده است ،کافی است به سریالهای مختلف بهمن ماه که بعضاَ هنوز  ادامه دارد نظری افکنده تا میزان تخریب افراد و احزاب و گروهها و سازمانهای مؤثر در ا نقلاب، روشن گردیده، که ظاهراَ آنها در مبارزات خود کاری جز عاشق پیشگی و پیروی از غرایزانسانی  نداشته اند.بگذریم.....

اینکه سالهاست قوانین حاکم بر نظام و سیستم قضایی کشور در کتب درسی تدریس میگردد، امّا هنوز مردم ما با مراجع مختلف قضایی آشنایی نداشته حتی دانشگاهیان نیز سیستم قضایی و مراجع صالحه قضایی را نمی شمناسند البته نقصی بزرگ بوده که باید مسؤولین فرهنگی کشور پاسخگو باشند ،چه بدون تردید، نقصانی در نحوه آموزش وجود داشته که خواص هم آشنایی به مبانی نظام قضایی کشور ندارند. بارها در محاورات عمومی و حتی در سریالهای تلویزیونی و فیلمهای سینمایی دیده ایم در حوادثی که برای مردم اتفاق افتاده و سرو کارشان به مراجع انتظامی و یا قضایی می افتد، میگویند من عمری سپری کرده ام و هنوز پایم به کلانتری یا دادگستری کشیده نشده بود و.... که البته این نحوه نگرش نیز ناشی از عدم شناخت مردم از مراجع ذیربط و قصور و کوتاهی مسؤولین حکومتی بوده است.

اگر به سریالها و فیلمهایی که در شبکه های مختلف رسانه ملی پخش می گردد نگاهی گذرا و حقوقی داشته باشیم آنوقت روشن میگردد که سازندگان این آثار هنری تا چه اندازه با فرهنگ حقوقی و نظام قضایی کشور بیگانه اند. به گذشته کاری ندارم اگر به افعال و اعمال و کلمات متبادله فیمابین هنرپیشه‎های این آثار هنری گذری کوتاه داشته باشیم حقیقت آشکار میگردد. قسمتی از آن بشرح زیر مورد بررسی قرار می گیرد.

1-  دعاوی حقوقی، مالی، روابط فیمابین مالک و مستأجر، روابط خانوادگی و.... در کلانتریها و دادسرا و مراجع غیر صالح مورد بررسی قرار میگیرد ویا فلان هنرپیشه خطاب به همسرش می‎گوید می روم محضر طلاقت میدهم !

2-  فلان مقام انتظامی دستور بازداشت متهمی را میدهد و حال آنکه فقط مقام صالح قضایی آنهم به موجب قانون و مستندات و مدارک موجود می تواند با رعایت قواعد مربوط به  احضار ، جلب ،قرار توقیف یا بازداشت متهم را صادر نماید.

3-  اینکه به اتهام قتل عمد در دادگاه عمومی مجتمع ..... رسیدگی گردیده، نه کارگردان و نه مقامات قضایی این مجتمع توجه ندارند رسیدگی باتهام قتل عمد در صلاحیت انحصاری دادگاه کیفری استان بوده و عجیب آنکه تشکیل مکرر این دادگاه در مجتمع.... مورد توجه مقامات قضایی قرار نگرفته و تردد هنرپیشه ها در مجتمع مذکورکسی را به فکر نمی‎اندازد که دادگاه عمومی چه ارتباطی  به قتل عمد دارد و اگر قتل غیر عمد ویا شبه عمد است پس مفهوم قصاص که تا این اندازه مطرح میشود چیست ؟(مجموعه زیر تیغ)

4-  در همین مجموعه تحقیقات مقدماتی نه در دادسرای عمومی و بوسیله بازپرس بلکه در دادگاه عمومی انجام شده و اعمال رئیس دادگاه در تشکیل دادگاه و تحقیق از اولیاء دم و شهود و متهم وفق مقررات قانونی انجام نپذیرفته و عجیب تر آنکه علیرغم تصریح قانونی باتهام دیگر متهم دایر بر سرقت یا خیانت در امانت توأم با قتل ، جداگانه مورد برسی قرار گرفته، دادگاه در حال رسیدگی به بزه فوق نیمه تمام رها شده و بطور  ناگهانی قتل عمد مورد بررسی قرار می گیرد!!

5-  کارگردان ورزیده سینما فرق بین قتل عمد و شبه عمد و غیر عمد را ندانسته و نمیداند مرجع رسیدگی به قتل عمد متفاوت از دو نوع قتل دیگر بوده و حقوقدانان رسانه ملّی و مقامات مجتمع قضایی هم در این مورد و سایر موارد فوق او راهنمایی نکرده تا این امور مهم مورد توجه ایشان قرار گیرد.

نحوه احضار شهود و شکاة و متهم نیز روشن نیست ،  افراد با تصمیم خود شهود را بدادگاه آورده و تحقیق از آنها را بدادگاه تحمیل می کنند.

6- هیچ مجموعه تلویزیونی یا فیلم سینمایی را ندیده ام که ترتیب احضار و یا جلب شهود یا متهمین را وفق مقررات قانونی که از قواعد آمره بوده و مقامات صالح قضایی مکلف  به رعایت دقیق قانون بوده دانسته و در آثار هنری خود صحیحا مورد رعایت قرار دهند.

7- با آنکه احضار و جلب و ورود به منازل  و اماکن مردم در روز و شب از جمله قواعد آمره بوده و هیچ مقام قضایی مختار به شکستن این قواعد نیست در این آثار هنری مأمورین بدون رعایت قانون به منازل و اماکن مردم وارد شده و هر کس را که میخواهند بازداشت و توقیف می کنند ،نحوه تحقیقات مقدماتی – صدور قرار مجرمیت – کیفرخواست- ارسال پرونده بدادگاه صالح و مقامات صالح قضایی روشن و دقیق برای مردم تفهیم نمی گردد.

8- با آنکه نحوه رسیدگی بدعاوی حقوقی و کیفری و خانوادگی و تجاری از یکدیگر متفاوت و مراجع قضایی  صالح نیز از یکدیگر مجزی می باشندامّا در عموم آثار هنری تفکیک دعاوی و مراجع ذیصلاح خلط مبحث شده و عموماَ اشتباه می باشد.

9- در کلیه آثار هنری- وظایف دادسراها- دادگاههای عمومی حقوقی- دادگاههای عمومی کیفری دادگاه خانواده، دادگاه تجدیدنظر استان، دادگاه کیفری استان، دیوانعالی کشورو..... اشتباه بوده و بدرستی برای بیننده تصویر و تفهیم نمی گردد.

10- در عموم آثار هنری در رسیدگی بهر دعوی ،ساختمان کاخ دادگستری را نشان داده و حال آنکه سالهاست مراجع صالح مورد مراجعه مردم درمجتمع‎های قضایی بوده و دیوانعالی کشور- دادسرا و دادگاه انتظامی قضات، و اداره حقوقی وزارت دادگستری در کاخ دادگستری مستقر بوده و بقیه مراجع در ساختمانهای دیگر می باشد و با آنکه سالهاست دادسرها و دادگاهها در چند نقطه تهران متمرکز شده باز هم در این نوع دعاوی کاخ دادگستری را به تصویر می کشند.

11- رفتار و اعمال و پوشش هنرپیشه ها بهیچوجه با کنش و شخصیت مقامات قضایی انطباق نداشته که گاهی موردایراد دستگاه قضا نیز  قرار گرفته است.

تاریخ دادگستری بیاد ندارد مقام قضایی در حین مأموریت با لباس جین و یا بدتر از آن پیراهنی با دکمه های باز،پوشیده و به رتق و فتق امور مربوط به قتل و پرونده جنایی بپردازد (وقتی قاضی بودم ، در خارج از دادگستری و نه در حین انجام وظیفه هم ،مکلف به پوشش مناسب و رسمی بودیم )

و یا در یکی از اطاقهای زندان حاضر شده فرد مظنون به قتلی را به حیل غیر قانونی باتفاق وکیلش حاضر نموده، به اتاق وارد شود و بگوید باحترام قانون و  مقام قضایی به پا خاسته و بعد آنها را مورد عتاب و خطاب قرار داده و یا قبل از آن به عنوان کارچاق کن جهت گرفتن ملاقات از بازپرس مربوطه ملاقات بگیرد و در آن اتاق خود را بازپرس دیوان کیفر و بازپرس ویژه دیوان عالی کشور معرفی نموده و به تحقیق از آنها بپردازد، حال آنکه در سیستم قضایی چنین پستهایی وجود نداشته و یا در گوشه ای از کاخ دادگستری به مصاحبه پرداخته و بگوید از پرونده قتل اعاده دادرسی نموده بدون آنکه توجه شود بازپرس حق اعاده دادرسی نداشته بلکه شاکی و متهم و دادستان دارای حق اعاده دادرسی هستند (مجموعه به دنیا بگویید بایستد) در دادگاه تشکیلی همه و خبرنگاران و رئیس دادگاه حاضر بوده و تا پایان جلسه بازپرس نمی آید که مرسوم و قانونی هم نبوده، بازپرس به دادگاه دعوت شود ،آنهم در پایان دادگاه بیاید و به عنوان مقام برتر از دادگاه همه نگاهها و سیل خبرنگاران به طرف او روان شوند بازپرس ویژه به جای دادستان یا نماینده او در دادگاه قصّه سرایی کرده و دادگاه هم نمی‎داند داستان چیست و بطور مؤثر هم از این عمل غیر قانونی جلوگیری نمی‎کند چه آنکه کار دادستان جمع آوری دلایل علیه متهم و ارائه و اثبات آن در دادگاه صالح می‎باشد .ملاقاتهای این بازپرس به عناوین مختلف و در اماکن متفاوت و نیز از جمله مواردی است که در قاموس قانونی و شخصیتی هیچ بازپرسی نمی گنجد .چون رسانه ملی وسیله آموزشی وسیع و گسترده ای در سطح مردم می باشد، شایسته نیست چنین لغزشهای فاحشی اتفاق افتد. خاطرم هست در فیلم گوزنها، بهروز وثوقی برای ارائه بازی صحیح و مؤثر در نقش یک معتاد مدت مدیدی نزدیک بازار حضرتی تعدادی معتاد را تحت نظر داشته و با آنها نشست و برخاست می کرد. باور دارم که آثار هنری و فیلمهای سینمایی و تلویزیونی بعد از انقلاب از لحاظ کیفی رشد سریع و قابل قبولی داشته، باید کارگردانها و مسؤولین رسانه ملّی در زمینه های مختلف حقوقی، فرهنگی، اجتماعی، روانی، اقتصادی، ملی ،مذهبی و...... کارشناسان ورزیده ای در اختیار داشته از علم آنها بهره وافی گیرند. در سریال" تا صبح "پسر تیمسار وقتی داماد و بستگانش  برای خواستگاری می آیند به  تبعیت از شخصیت لوطی های آن زمان چندین بار کلمه «ایول »را تکرار می کند و حال آنکه این کلمه به لاتها و الواط آن زمان هم تعلق نداشته بلکه مدتی است تکیه کلام بعضی از جوانان گردیده ،اینهم نشانه عدم آشنایی کارگردان به فرهنگ لوطیهای آن زمان و عدم تحقیق و بررسی در موضوع می باشد. امّا در ارتباط با دادگستری فاجعه بزرگتر است زیرا در جوامع بشری اهتمام عام بر آنست که وزن  و هیبت مقامات قضایی را برجامعه مستولی نمایند نه آنکه با اقدامات نسنجیده موجب وهن دستگاه قضایی گردند.

با احترام سید محمد سیف زاده

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 17:51  توسط سید محمد سیف زاده   | 
 
  بالا