تبليغاتX
پیک حقوق بشر
 
پیک حقوق بشر
 
 
تحلیل حقوقی و تاریخی
 

 

یک خبر

 

 

تعدادی از دوستان میدانستند که از دوران کودکی طبع شعری داشته و بیشتر به سبک

 

قدما بخصوص غزلیات ناب حافظ شعر میسرایم .. خاطرم هست ابتدا در یازده بیت، 

 

غزلی سرودم که چون ساواک رژیم شاه کلیه نوشته هایم را برد، چند بیت آن بشرح زیر

 

در خاطرم مانده است.

 

ز پی لطف الهی بخرابات شدم                        خرقه تر کرده و سجاده بهم بدریدم

 

بخدا پیر بمن گفت که این دیر فنا                    کوزه ها کرده زما دست بخود پیچیدم

 

ز پی پیر مغان مست و خموش رفتم دوش           نا له ها از پی مستان چنین بشنیدم

 

(سیفیا) دامن خلوت مده از دست که این نادانی است         که دهد نقد که پس از مرگ بهشتی بینم

 

که با برخورد بسیار سرد یکی از بستگان روبرو گردید . لذا بسرودن شعر در قالب

 

غزل،مثنوی ، قصیده ، رباعی ، دو بیتی، مخمّس،مسّدس و......  ادامه داده تا بالاخره در

 

سال 86 به تشویق چند نفر از دوستان تصمیم به چاپ اشعار خود گرفته جلد اول غزلیات

 

تحت عنوان" عاشقانه یک " با حذف غزلیاتی توسط وزارت ارشاد و بوسیله نشر

 

کاکتوس چاپ و ببازار عرضه گردید. جلد دوم نیز تحویل وزارتخانه فوق گردید ه تا به

 

چه  سرنوشتی دچار شود! اگر عمری باقی بود قصد دارم کلیه آثار منظوم و منثور خود را

 

بتدریج آماده و چاپ نمایم. قسمت اول مقالات حقوقی و تاریخی خود را پس از تایپ

 

تحویل وزارت ارشاد داده که تاکنون دو بار آن را گم نموده و بهر حال از صدور مجوز برای

 

مقالات حقوقی و تاریخی و تخصصی که از قانون اساسی و آیین دادرسی کیفری، و قانون

 

مدنی و قانون مجازات اسلامی نشاُت گرفته  امتناع نموده، که دلیل آنرا نمیدانم ؟ ظاهراً

 

آقایان از لفظ قانون و تحلیل آن نیز بیزارند. چند بیت از غزلی که بسیار دوست میدارم

 

بشرح زیر میباشد.

 

 

 

 

 

بعهد روز ازل عهده دیده ات نشکستم            که  من بمردم مستت خراب روز الستم

 

پیاله از کفم افتادو و راه توبه ندانم               مباد آنکه پیاله فتد دوباره ز دستم

 

گذر ز مردم مستت دگر دمی نتوانم              بیک نگاه تو با قامت کشیده شکستم

 

شدم بگوشه میخانه و خراب دوچشمت         که درب شادی و عشرت بروی تشنه ببستم

 

بخنده رفتی و گفتی نمودی و ننمودی         بگریه گفته که من عاشق تو بوده و هستم

 

 

در زندگی پر تلاطم و آکنده از حوادث خود و در هجوم  ناملایمات و سیطره و استیلاء

 

حوادث در دوران قضاوت و وکالت (که عموماً بدفاع از متهمین سیاسی و مطبوعاتی و

 

عقیدتی گذشت) بعد از خدا تنها تکیه گاهم شعر بوده که به آن پناه می بردم تا دمی از   

 

هجوم نا جوانمردانه ارباب زر و زور و تزویر در امان بمانم. امید آنکه عزیزان و جوانان

 

اندیشمند با تکیه به فرهنگ غنی ایران زمین و تکریم ادبیات کهن بدانند، باز هم

 

میشود در جهت اعتلاء فرهنگ ایران زمین به سبک بزرگانی چون حافظ و مولوی و.......

 

شعر گفت و الزامات دنیای جدید را نیز در آن در نظر گرفت.

 

 

 

 

     موفق باشید

سید محمد سیف زاده

 

 

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 15:35  توسط سید محمد سیف زاده   | 
 
  بالا