|
پیک حقوق بشر
|
||
|
تحلیل حقوقی و تاریخی |
قم را آلوده به تحجر و انجماد فکری نکنید
تا آنجا که در تاریخ آمده قم همیشه پایگاه آزادیخواهان و مأمن علم و تساهل و مدارا بوده است . از نهضت تنباکو به بعد هر گاه آزادیخواهان در معرض خطر از جانب عمله ظلم و استبداد قرارمیگرفتند به قم به صورت فردی یا جمعی مهاجرت میکردند و در امان قرار میگرفتند و در دوران پهلوی اول گرچه بنیانگذار حوزه علمیه قم با رضا خان مدارا میکرد ولی نه قم و نه حوزه علمیه هیچگاه پایگاه استبداد حکومت نبود و ایضا در زمان پهلوی دوم که قم به تدریج به صورت یکی از مراکز عمده مبارزه علیه محمد رضا درآمد به خوبی به یاد میآورم وقتی مرحوم پدرم در حدود سال 30بلندای کوهها را در وشنوه منفجرو بالای آن پس از تسطیح خانه ساخت تا مرحوم بروجردی در تابستانها در این منطقه خوش آب و هوا سکنی گزیده و آرام گیرد . پس از اتمام کار آقای بروجردی در ایوان نشست و بزرگان دین و دنیا به دیدارش میشتافتند آخوندی بالای منبر رفت و به سختی به اهل تسنن تاخت ، وقتی پایین آمد آقای بروجردی گفت آقا خوب حرف زدی ولی حرفهای خوبی نزدی ! امروز در دورانی قرار داریم که باید تمام اهل کتاب علیه کفر وکمونیسم متحد شوند ! چه رسد اهل تسنن که برادران دینی ما هسنتند و بدین سان ناخشنودی خود را از منبر تفرقه افکنانه آن روحانی اعلام داشت . وجود مراجع و آیات متعدد با نظرات متفاوت در قم دلات کامل بر باز بودن فضای دینی قم داشته ،مثلاً با آنکه حوزه و کلیه مراجع با مرحوم خمینی رفتاری مناسب نداشتند اما هیچگاه آن مخالفان قدرتمند موضع گیری تندی علیه ایشان نکردند . ظهور و بروز افکار مخالفان مانند خمینی ، شریعتی ، منتظری ، شیخ صالح نجف آبادی در مقابل اقتدار رسمی حوزه نیز مبین فضای آزاد و فرهنگی قم بود . اقدامات موهن علیه مرحوم شیخ صالح نجف آبادی هم ، همان زمان مشکوک تلقی ، و معلوم گردید دسیسه ساواک در کار بوده است . در دوران انقلاب که جریان چماقداری در شهر تهران ، یزد ، کرمان ، قصر شیرین ، کرمانشاه ، اراک و ......فجایع خونینی آفرید قم از این پلیدیها به دور بود و آزادیخواهان ومبارزان نسبت به سایر شهرها در امنیت بیشتری قرار داشتند . البته آن جریان چماقداری که مستظهر به حمایت ساواک بو واکنش رهبر انقلاب را برانگیخت و آنان را مهدورالدم ومستحق قتل واعدام دانست . با پیروزی انقلاب بار دیگر قم مرکز انقلاب وتساهل و مدارا و رأفت اسلامی گردید و مردم بانظرات و آراء متفاوت به ملاقات مرحوم خمینی میشتافتند . به تدریج جریان مشکوکی در قم پا گرفت که هیچ نظری را بر نمیتافت، آنها جز خود هیچکس دیگر را قبول نداشتند . به نظر میرسد این جریان بعد از فوت بنیانگذار جمهوری اسلامی از میدان عمل بیشتری برخوردار گردید . حمله به بیت آیت آلله العظمی منتظری چیزی نبود آن را نادیده گرفت، اما مسئولین همه آن را نادیده گرفته و از آن گذاشتند . در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی حملاتی به تجمع اصلاج طلبان صورت گرفت که هیچگاه علیرغم جرایم مشهودی را که مرتکب شدند از سوی مقامات قضایی وانتظامی مورد تعقیب قرارنگرفتند آنها از امنیت پولادین برخوردار بودند . تعداد این جمع را حداکثر 500 نفر تخمین میزنند ولی با تجری و تجاسر و ارتکاب اعمال مجرمانه خلاف شرع و قانون تجمعات چند هزار نفری را متفرق نمودهاند! تا در پایان سال 84 و در مجرم حسینی هنگامیکه دراویش گنابادی در حسینیه خود مشغول عبادت و راز ونیاز بودند به آنها حمله شد، با سلاح گرم وسرد و گاز اشک آور و در خانه خدا!تعدادی زخمی شدهوعجیب آنکه دادسرای قم مجرومین را در این تجمع قانونی و شرعی بازداشت و سپس در دادگاه محاکمه و تعدادی مجرومین را دراین تجمع قانونی وشرعی بازداشت وسپس در دادگاه محاکمه و تعدادی از آنها را محکوم نمود . اما شکات با اسناد و مدارک وگلوله وساچمههای موجود در بدنشان به دادسرای قم شکایت کرده و متهمین را معرفی نمودند و شعبه سوم دادیاری دادسرای قم کوچکترین قدمی علیرغم تکلیف قانونی برنداشت،تا آثار جرم به تدریج از میان برود وبه جای جمع آوری دلایل به مراجع مختلف پاس میدهند و هیچ مقام رسمی قضایی وجود ندارد که به این همه جنایت رسیدگی کند .از میان مسئولین نظام هم فقط و فقط آی کروبی به این اعمال وحشیانه اعتراض کرد در حالیکه برادران شریعت ( پدر و عموی شریعت فعلی ) در زمان اقتدار حوزه علمیه و مرحوم بروجردی جنب مدرسه فیضیه مغازه داشتند و هرگز مورد هتک حرمت و بی احترامی قرارنگرفتند و در زمان اقتدار مرحوم خمینی هم هیچکس جرأت تعرض به آنها رانداشت حال چه شده که چنین بی پروا به مسلمانان شعیهای حمله میکنند که افکارشان با اصحاب قدرت متفاوت است ؟!! گیریم که امروز از مجازات دستگاه قضا در امان ماندید در روز رستاخیز جواب خدا را چه خواهید داد ؟ اصلا چه کسی گفته شما بر حق خود حمله میکنید ؟ چه کسی گفته همه باید مثل شما بیندیشند ؟ اگر چنین بود که اسلام و شیعه در ابتدای کار به تاریخ میپیوست و این همه اعتلاء و گسترش نداشت . من معتقدم هویت مهاجمین به تاریخ میپیوست و این همه اعتلاء وگسترش نداشت . من معتقدم هویت مهاجمین دقیقا روشن است اما دستگاه قضا و نیروهای انتظامی هیچ انگیزهای جهت تعقیب آنها ندارند . سال 58 در چند شهر آنها را خلع سلاح و از ارگانهای انقلابی اخراج کردم به آقای اردبیلی دادستان کل انقلاب که از هجوم چماقداران گلایه میکرد گفتم اگر فقط 6 ماه با صدور ابلاغ ویژه به من اختیار دهید ریشه منحوس چماقداری را برخواهم کند! که پیگیری نکردند تا به هاشمس رفسنجانی در قم حمله گرید . من هیچگاه با آقای هاشمی موافق نبوده ولی اورا از ارکان مهم نظام اسلامی میدانم .اگر قدری به شخصیت آقای هاشمی فکر کنیم متوجه اوج فاجعه خواهیم شد که آنها سربازان اجیر و یا بی جیره و مواجب و دشمنان انقلاب و نظام اسلامی هستند ! راستی نفر بعدی کیست که باید مورد هجوم این مهاجمین قرار گیرد !
آری،ایران کشورم و قم شهرمن است. کشورم ومسقط الراسم را دوست دارم بنابراین نمیخواهم آلوده به جهالت وانجماد و تحجر گردد وچون قدرتی ندارم از خدا میخواهم که به آنها عقل و در غیر این صورت نابودی نصیبشان فرماید . این است که به تأسی از معلم بزرگوارم دکتر شریعتی از خدا میخواهم که کشور و شهرم را از کسبه دین و حمله تعصب و عمله ارتجاع مصون دارد.
سید محمد سیف زاده
|
|